کد خبر : ۷۰۵۲۹۴
۲۱:۴۸

۱۴۰۴/۱۲/۱۸

پیام نصرت در لیالیِ قدر | روایتِ بیداریِ سبز در آستانِ خورشید

پیام نصرت در لیالیِ قدر | روایتِ بیداریِ سبز در آستانِ خورشید
شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، عقربه‌های ساعت که به وقت عاشقی نزدیک شدند، مشهد به نقطه‌ای میان زمین و آسمان تبدیل شد.

حرم مطهر رضوی دیشب نه تنها یک پناهگاه معنوی، که قلب تپنده ملتی بود که تقدیر خود را در «ایستادگی» و «استغاثه»، جست وجو می‌کردند.رواق‌هایی لبریز از تمنا و صحن‌هایی در قُرُقِ اخلاصسرمای اسفندماهِ مشهد حریفِ گرمای حضور زائران نشد. رواق‌ها خیلی زودتر از آغاز مراسم، لبریز از جمعیت شدند و صحن‌های وسیع آستان قدس، علی‌رغم خنکای شب، میزبان هزاران زائر ایستاده و نشسته‌ای بود که هر کدام با بقچه‌ای از حاجت و توبه آمده بودند. اما شبِ قدرِ امسال، رنگ و بوی متفاوتی داشت. حضور انبوهِ زائرانی که با خود پرچم‌های سه‌رنگ ایران و تصاویر رهبری را به همراه آورده بودند، به فضای احیا شکوهی دوچندان بخشیده بود؛ گویی هر زائر، سفیری از سوی یک ملت برای تجدید عهد در محضر امام رئوف، بود.

فرازهای «نصرت»؛ زمزمه‌های نو در گوشِ جوشن

همیشه در شب‌های قدر، دل‌ها به دنبال واژگانی از جنس «عفو» و «مهربانی» می‌گشت، اما دیشب در لابِلای فرازهای جوشن‌کبیر، گویی روحِ تازه‌ای در کالبد کلمات دمیده شده بود. زائران با نگاهی به حوادث روز جهان و درگیری جبهه حق و باطل، گویی ناخودآگاه به دنبال فرازهایی می‌گشتند که از «نصرت الهی»،سخن می‌گفت. آنجا که صدای جمعیت در صحن‌‌ها طنین‌انداز می‌شد:«یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، یا صَریخَ الْمُسْتَصْرِخینَ، یا جارَ الْمُسْتَجیرینَ» بغض‌ها می‌شکست و صداها بلندتر می‌شد.

فریادی از تهِ حنجره؛ حماسه در متنِ مناجات

اوج شکوه این مراسم، زمانی بود که دعای جوشن‌کبیر به پایان رسید و نوبت به مناجات‌خوانی‌های حماسی رسید. دیشب مشهد، شاهد هم صداییِ بی‌نظیری بود که شاید تاریخِ این شب‌ها کمتر به یاد داشته باشد. مردم، یک‌صدا و از ته حنجره، با فریادهایی که از عمقِ جان برمی‌خواست، تنفر خود را از ظالمان جهان و استکبار جهانی فریاد زدند. این بار شعارها نه یک تشریفات، که جزیی از خودِ دعا بود؛ جزیی از استغاثه برای ظهور منجی و رهایی مظلومان. این یکدستی و بلندیِ فریادها نشان داد که روحِ حماسه در کالبد عبادت، بیش از هر زمان دیگری زنده است.

دخترانِ ایران؛ روایتِ گره زدنِ چادر با پرچم

در گوشه‌ای از صحن جمهوری، سه دختر جوان که به نظر می‌رسید دانشجو باشند، کنار هم روی یک زیرانداز نشسته بودند. نکته‌ای که نگاه هر رهگذری را جلب می‌کرد، شیوه بستنِ پرچم کوچک ایران به بندِ چادرهایشان بود. با یکی از آن‌ها که ایستاده بود و از ته دل فرازهای آخر و «یا من وعدُهُ صادق» را می‌خواند هم کلام شدم، وقتی از او پرسیدم چرا امسال با پرچم آمدی؟ با بغضی که در صدایش ریخته بود گفت:امسال فرق می‌کند. همیشه برای گره‌های کور زندگی خودم می‌آمدم، اما امسال حس می‌کنم گرهِ بزرگتری در جهان هست که باز شدنش به دعای دست‌جمعی ما وصله. امسال آوردمش که بگویم یا امام رضا(ع)، ما پایِ این پرچم و آرمانش ایستاده‌ایم، شما هم امضای نصرت را پایِ تقدیرِ این ملت بزنید.

پیرمرد و تسبیحِ استکبارستیزی

در صحن گوهرشاد، پیرمردی با محاسن سفید و کت قدیمی‌اش، به دیواری تکیه داده بود. او بر خلاف بقیه که سرشان در مفاتیح بود، خیره به گنبد طلا، تسبیح می‌گرداند. وقتی بعد از اتمام جوشن‌کبیر، فریاد «مرگ بر آمریکا» در صحن طنین‌انداز شد، او با چنان حرارتی فریاد می‌زد که رگ‌های گردنش متورم شده بود. او می‌گفت: باباجان، این فریادها خودش عینِ عبادت است. من سالهاست شب قدر می‌آیم حرم، اما هیچ‌وقت ندیده بودم جوان‌ها این‌طور با غیظ و غیرت فریاد بزنند. انگار خونِ شهدای این روزها، جوشن‌کبیرِ امسال را بیدارتر کرده. این فریادها، خودش یک‌جور «الغوث» گفتنِ جدید است؛ الغوث از دستِ ظالم!»

زندگی در دنیایی که بوی انتقام خدا از ظالمان را می‌دهد

مادری که فرزند کوچکش را در آغوش داشت و با سختی قرآن را روی سرِ هر دویشان نگه داشته بود، در حالی که اشک‌هایش روی صورتِ خواب‌رفته‌ی نوزادش می‌چکید، خدا را به ۱۴ معصوم قسم می‌داد و در دلش دعا می‌کرد؛ بعدِ اتمام مراسم در گفت‌و‌گویی کوتاهی گفت: امسال بندِ «یا شدید النقمات» برایش جور دیگری معنا شده است. او با لحنی آمیخته با تأمل، ادامه داد: امشب وقتی با زبان خودم خدا را «شدید النقمات» خواندم، مطمئن شدم که خدا سخت انتقام می‌گیرد و دلم قرص شد. در این روزهایی که همه دنیا از قدرتِ پوشالیِ دشمن می‌گویند، اینجا زیر سایه حضرت رضا (ع) برای همه‌مان یادآوری شد که خدا تنها قهّار عالم است. امشب برای پسرم دعا کردم که وقتی بزرگ شد، در دنیایی زندگی کند که طعمِ این نصرتِ الهی را چشیده باشد.

قرآن بر سر؛ به امید طلوعِ نصرت

با سخنرانی و مراسم قرآن‌به‌سر، نجوایی جمعی بر همه‌ی صحن‌ها و رواق‌ها حاکم شد، صدایی که سرشار از بیداری بود

وقتی هزاران قرآن بر سرها جای گرفت و «بک یا الله» فضای حرم را پر کرد، می‌شد حس کرد که امسال، دعاها تنها برای «خود» نیست؛ دعا برای پیروزیِ نهاییِ جبهه حق و ثباتِ قدم در مسیری است که،به نصرت منتهی می‌شود.

مهلا دانشمند


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها